م مثل مدی - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
امروز صبح م اومد سراغم. یک رمز آلودی جذابی داره. کیفیت خاصی توی ظاهرش هست، از جنسی که ما را یاد خون آشام ها میندازه. لبخند هاش ساختگی به نظر میان و فکر میکنی هر لحظه ممکنه پشت و رو بشه و واقیعت خودش ر
سرزمین پدری - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
توی گوگل مپز هی میرم شهر های دور افتاده کانادا و آلاسکا رو زیر و رو میکنم. اینها اونقدر گم و گورن که هنوز گذر ماشین استریت ویو به بیشترشون نیفتاده. زوم میکنم و اگه استریت ویو داشتنمیبینم. یخ میکنم و مو به تنم راست میشه. غرب سرد و وحشی و مهار نشده و با ابهت. جای من اینجاست.
دختری به اسم جو - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
امان از زیبایی دختر های اروپای شرقی پ.ن. انگار وقتی هپلی و با ته ریش چند روزه میرم بیرون احتمال تجربه های خوب بیشتره. پ.پ.ن. دارم سعی میکنم روی داستان کالبد شکافی انجام ندم.
وقتی باید یک کتاب چهارصد صفحه ای را بخوانی - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
همیشه لاغر بودم، تقریبا همیشه. در واقع استعداد چاقی ندارم. آدمهایی که اضافه وزن قابل توجه دارن (چاق هستن) رو بیرحمانه قضاوت میکنم. پنج شیش سال پیش توی شرکت قبلی (بله برادر بزرگ، بله موش کثیف، شرکت قبل
Spoiler alert: The Sopranos - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
ده دقیقه آخر the sopranos چقدر حس عجیبی داره. همه ش منتظری دو نفر از در رستوران بیان تو و مغز تونی رو بپاشونن تو صورت خونواده ش. حتی تقلای مدو واسه پارک کردن ماشینش استرس زاست. ولی همه چیز به طور عجیبی عادی پیش میره. چقدر با این خلافکارا همذات پنداری کردم. و کاش میفهمیدم آخر سیل به هوش میاد یا نه.
swamp dog, freight train, cotton picking, ... - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 16:46
چیزی زیباتر از بلوز توی دنیا هست؟https://www.youtube.com/watch?v=mdx42zDniTo
تمام ناتمام - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 13:08
من تمام شده ام. در یک سال گذشته، این احساس غالب ام بوده است. احساس، یعنی تصویری که از وضعیت خودم میبینم، یعنی همان نوشته جلوی چراغ سبز استتوس ام توی مسنجر زندگی. تمام شدن چیست؟ چرا و چطور اتفاق می اف
where do we go? - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 13:08
ساز را بر میدارم. کنار صندلی به دیوار تکیه داده شده. همینجا زندگی میکند. رویش خاک و تار عنکبوت نشسته . اینها میتوانند تا حدودی ارتعاش های ساز را "دَمپ" و صدایش را خفه کنند، ولی اهمیتی ندارد. درست همان
به بهانه Milkshake - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 13:08
میلک-شیک اسم بچه گربه سفید همسایه ست که پاتوقش خونه ماست. یه عکس ازش گرفتم و فرستادم برای ر که این حاحب داره و الان حتی زنگوله داره. بعد از دو سه خط ر گفت بیا یه دیداری تازه کنیم. همون جای قبلی. فردا
میخ پرچ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
آخر جلسه برنت گفت ببخشید خودمو معرفی نکردم. من برنت ام. یادش نبود که قبلا ماریاس ما رو به هم معرفی کرده. و اینکه فهمیدم منو یادش نمیاد بهترین اتفاق امروزم بود.
I know that evening empire has vanished into sand - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
بلیط کنسرت باب دیلن رو خریدم. بعد رفتم و فیلم چند تا از اجرا های اخیرش رو دیدم و پشیمون شدم. اخیر که میگم یعنی از سی سال پیش به اینور. یه پیرمرد هاف هافوی بد صدا! کسی که اینقدر با دنیا قهره که وقتی نو
Mowers in post-apocalypse world - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
هفت و نیم صبح. صبحانه ام رو خوردم و رفتم توی رختخواب. تازه چشمم گرم شده بود. یعنی اونجایی بودم که رشته افکار اعوجاج پیدا میکنه و توش نسبت ها به هم میریزن و ضمیر ناخودآگاه یکی یکی بازیکن هاش رو میفرست
for tattooed chicks - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
When I'm done When it's my time to go to the other side Cover my eyes with patches of hide Of faded chicks, with dark hair, and plenty of ink insode
Quiet، داستانی برای رولینگ استونز - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
دو روز پیش باهاش آشنا شدم. دیشب همه صحنه هاش رو توی یک ویدئوی یک ساعته دیدم. مثل یه فیلم سینمایی. بهتر از فیلم سینمایی، چون احساس نمیکردم رسالت و مسئولیتی روی دوشم هست. کاری که میکردم چیپ ترین حرکت مم
invisibility - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
اسمش رو یادم نمیاد و مهم هم نیست. جذابیت خاصی برام نداشت. یه به طور استثنایی ای خنثی بود، نه جذاب و نه نفرت انگیز. ولی خب خیلی واضح و پر رنگ توی ذهنم مونده. حتی اینکه یکی دو هفته با چهل سالگیش فاصله د
که جان میکشد، که زجر میدهد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
اسیر هیولای ناتمامی ام هستم که یک نگاهش به نبودنم است
SAFFAs - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:39
پنجره آشپزخونه مشرف به خونه همسایه شرقیه و روزی چند بار از لای کرکره نگاهم بهشون می افته. اگه توی حیاط یا بالکن باشن، بیشتر نگاهشون میکنم. آفریقای جنوبی ای هستن یا به قول بعشی از اینجاییها سفا. سفا بر
Spoiler alert:Breaking Bad - تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 11:36
توی بریکینگ بد، یه جا جسی و جین پول جسی رو از والتر میگیرن. جسی ح&
We know where we are, We know who we are - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:19
روز ها رو یکی یکی به شب میرسونم. بدون هیجان، بدون خاطره، بدون دستاورد. اینجور زندگی آدم رو گم و گور میکنه. مثل این که توی فضای بی کران شناور باشی، تنها، بدون اینکه به چیزی وصل باشی، یا حتی بدون اینکه چیزی اطرافت وجود داشته باشه. توی همچین حالتی حرکت با سرعت ثابت از سکون غیر قابل تشخیصه. حرکت میکنی ب...
Mirage یا "کی اون بالا داره کرم میریزه؟" - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:19
بعد از ظهر یک روز تابستونی. داشتم میروندم سمت خونه. آفتاب تیز بود. صد-دویست متر جلوتر از خودم روی خیابون یه سراب دیدم. فکر کردم چند وقته همچین چیزی ندیدم. چند سال! هر چی فکر کردم فکر کردم سراب به انگلیسی چی میشه یادم نیومد. فقط این توی ذهنم بود که اسم یه مدل هواپیما هم هست. یک دقیقه بعد پشت چراغ قرم...

برچسب‌های مرتبط

i k house | i k hofmann | i k h n | i k hospital | i k hospital alipur | i k handicraft | یولونیت چیست | سامان یولو | ایپک یولی | الما یولو