خرید بک لینک

"نوشتن و این جور نوشتن" یا به یاد بافنده نیمه اول دهه هشتاد

روزی روزگاری نوشتن بوی رهایی میداد. یا دست کم بوی امید رهایی. امروز اما بیهوده و بی معنی است. مثل بقه کارهایی که میکنم و مثل کلیت زندگی ام. رهایی ای در چشم انداز نیست. نه خودش نه امیدش و نه حتی تصویرش. من آن حیوانی هستم که بعد از سالها اسارت تنها کاری که میتوانم بکنم ساییدن دندان هایم به میله های کلفت و زنگ زده قفسم است. این که مدتی است در قفس باز شده است اصلا موضوعیتی ندارد. من قفس را درونی کرده ام.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان ۱۴۰۳ساعت 23:21&nbsp توسط M |

برچسب: نویسنده: کیانوش عابدی تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 15:05

صفحه بندی